على اكبر دهخدا

1124

امثال و حكم ( فارسى )

غربيل كردن . سوراخ سوراخ كردن . مثال : شكر غلامانرا گفت : دهيد . وز چپ و راست تير روان شد سوى پيل ، تا مرد را غربيل كردند . ابو الفضل بيهقى . غرش تندر ز عكس دود چه جوئى * پويهء آهو ز نقش يوز كه ديده . آقاى حاج سيد نصر اللّه تقوى . غرض از كعبه نشانيست كه ره گم نشود . غرض ز مشك نسيم است و رنگ نيست غرض * تو رنگ آن چكنى ز آن بسنده كن به نسيم . ازرقى . غرضها تيره دارد دوستى را ( بيا تا قدر يكديگر بدانيم * كه تا ناگه ز يكديگر نمانيم كريمان جان فداى دوست كردند * سگى بگذار ما هم مردمانيم . . . * غرضها را چرا از دل نرانيم گهى خوشدل شوى از من كه ميرم * چرا مرده‌پرست و خصم جانيم چو بعد از مرگ خواهى آشتى كرد * همه عمر از غمت در امتحانيم كنون پندار مردم آشتى كن * كه در تسليم ما چون مردگانيم چو بر گورم بخواهى داد بوسه * رخم را بوسه ده اكنون همانيم . ) مولوى . غرقه در بحر چه انديشه كند طوفانرا * ( سعدى از سرزنش خلق بترسد هيهات . . . ) سعدى . رجوع به : آب كه از سرگذشت . . . ، شود . غرقهء مال هست غرق خلاب * همچو غواص تشنه در تك آب . مكتبى . غره مشو بروز توانائى * كاخر ضعيفى است توانا را . ناصر خسرو . غره مشو كه گربهء عابد نماز كرد * ( اى كبك خوشخرام كه خوش ميروى بايست . . . ) حافظ . غره نگردد بعز پيل و عمارى * هركه بديدست ذل اشتر و پالان . ابو حنيفهء اسكافى . غريبان را سگان باشند دشمن * ( تو چون شيرى غريبان را ميفكن . . . ) غريب اگرچه بدار السلام گيرد جاى * بود نتيجهء غربت همه عذاب اليم . عبد الواسع جبلى . غريب باشد هم زشت و هم گران كابين . رضى الدين نيشابورى . غريب دوست نشود . مقامات حميدى . غريب شكسته دل است . غريب كور است . تمثل : گفته‌اند كه غريب كر و كور است و مفلس با شر و شور . مقامات حميدى .